سلام

اگر می دانستم که برای کسی رفتنم مهم است یا نه شاید می فهمیدم که بازگشتم بهر چه بود ؟ همان قدر که رفتل دلیل می خواهد بازگشتن هم می خواهد . آن روزها و این روزها و همه روزها چیزهایی هست که برای خراش روحم کافی باشد . مثل ... مثل ... مثل خودم . بله از همه مهم تر خودم است که نیست آنچه باید باشد . 

هنر از که آموختی ؟ از بی هنران !!!

همیشه انتخاب نمونه های خوب برای یادگیری مفهوم طراحی داخلی کار درستی نیست . خیلی از مواقع دیدن یک طراحی بد یا یک اتنخاب نادرست می تواند در ایجاد فضای مناب با یک طراحی استاندارد به شما کمک می کند .

 

نمونه ای که در بالا می بینیم یکی از همین موارد است . طراح قصد اجرای یک کمپوزیسیون و یک قاب بندی پست مدرن را داشته و این در حالی ست که زیاده روی در این کار بخش های دارای پتانسیل خوب این طرح را به بدترین شکل ممکن نزدیک کرده است .

نمونه این اشتباه در انتخاب رنگ زرد کاناپه و قرار دادن آن در کنار رنگ نخودی دیوار پشت آن است و اضافه کنید اشتباه بعدی را که طراح برای جبران این خطا در ایجاد هارمونی دست به نصب یک نقاشی با قاب ( کادر ) قرمز رنگ و همچنین اضافه کردن روکش پارچه ای با این طراحی و رنگ بندی نچسب زده است . اشتباه بعدی استفاده از میز چوبی با ارتفاعی ناهمگون با کاناپه کناری اش است . این میز و قاب عکس کنار آن ( قاب روی دیوار ) هیچ ارتباط بصری با قاب بندی این چیدمان ندارد . به همه اینها اضافه کنید :

  • انتخاب بد عناصر روی میز از نظر متریال و چیدمان نامنظم آنها .
  • انتخاب بد محل نصب قاب ها .
  • غیر مرتبط بودن فضای طراحی قاب ها با فضای چیدمان .
  • رنگ بندی نامناسب قاب ها هم در ارتباط با یکدیگر و هم در ارتباط با کل اجزای چیدمان .  

ترديد

نمي دانم ادامه بدهم يا نه ... در اين فضاي آلوده مجازي كه انگار پراكنده گويي ها و هجوه نويسي ها در آن هم رخنه كرده است بنويسم يا نه ؟ در اين فضاي مجازي كه حتي درك متقابل را از  آدم ها گرفته و در ميان اين مافياي وبلاگ نويسي معماري - يك دوست چه خوب مصداقي را به من آموخت - آيا ادامه بدهم يا نه ؟ در فضايي كه چهار سال از عمرحرفه اي خود را در آن گذراندم و حالا ترديد دارم .

نرسيده از بايكوت ها و مشكوك به اين فضا نمي دانم ادامه بدهم يا نه ؟ ... تصميم سختي ست .

روستایی عجیب و کمی خنده‌دار در ترکیه!

ساکنان روستایی در منطقه باستانی کاپادوکیه از سقف وارد خانه‌های خود می‌شوند. درب ورود به خانه‌ها در این روستا در سقف قرار دارد.
این روستای ۱۲ خانه‌ای در واقع نمونه‌ای از طرز زندگی در کاپادوکیه باستان را به تصویر می‌کشد. مردم منطقه کاپادوکیه در ۱۰ هزار سال قبل از سقف وارد خانه‌های خود می‌شده‌اند


 


خانه‌های آن زمان دارای دو اتاق بوده و ساکنان از سقف به وسیله نردبانهایی چوبی به داخل خانه می‌رفتند.
ساکنان کاپادوکیه در آن زمان نسبت به مردم اطراف خود زندگی پیشرفته‌تری داشته‌اند به طوری که در هر خانه‌ای سنگهای آسیاب، اجاق‌ها و سبدهای حصیری به چشم می‌خورد.
این منطقه مهد یکی از قدیمی‌ترین تمدنهای جهان است و قدیمی‌ترین سیستم شهری جهان نیز در این منطقه شکل گرفته است.

 

نقل از : سایت ایران پایا

خانه آفتابگردان

خانه‌ای که همیشه رو به خورشید است!

 

در فاصله سال‌های ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۵، یک مهندس کشتی ایتالیایی به نام «آنجلو اینورنیتزی »، با همکاری یک مهندس معمار دیگر به نام «اتوره فاجولی» ساختمانی ساخت که ویژگی منحصر به فردی داشت: قسمت بالایی ساختمان مثل عقربه یک ساعت در طول روز می‌چرخد و در نتیجه همیشه ساختمان رو به نور خورشید است و از پنجر‌ه‌های آ نور خورشید به داخل ساختمان می‌تابد.

طول برج این ساختمان ۴۳ متر است، نیروی لازم برای چرخش ساختمان توسط دو موتور تأمین می‌شود که هر کدام ۳ اسب بخار نیرو دارند. سرعت حرکت این ساختمان ۱۵۰۰ تنی، ۴ میلیمتر در ثانیه است.

این ساختمان به ایتالیایی ‘il girasole نام دارد که کاملا بامسماست ، چرا که آفتابگردان معنی می‌دهد.

تصویر این ساختمان در گوگل مپ:

ضیافت چهاردهم کلید خورد

معماری ایران

پوستر چهاردهمين ضيافت

پایان

متاسفم ... واقعا متاسفم ...

برای خودم . برای معماری ایران و برای خیلی چیزهای دیگر که همه مان می دانیم به شرطی که خود را به ندانستن نزنیم . بایکوت کردن پرتیکان در این ضیافت نشانه دیگری کنار همه نشانه ها بود که باز هم به ما یادآور شد ما خیلی با یک معمار واقعی فاصله داریم .

خوب می دانیم که سیل حرفها و حدیث ها و تهدیدات و تحقیرات و ... پس از این پست نثار ما خواهد شد . ولی با تمام این تحقیرات ماندیم که چراغ روشن بماند .

و اما یک توصیه : اگر از این پس شمایی که به جریان معماری ایران واقعا علاقه دارید و شعارنمی دهید میزبان این مهمانی شدید مراقب باشید که وقت خود را در وبلاگ های آدم های معروف و اساتید !!! و صاحب نظران !!! این عرصه تلف نکنید و سراغ کسانی نروید که از رسانه ها و سایت ها و  ابزارهای در اختیارشان فقط برای تخریب دیگری که نمی دانیم چرا ولی دوستشان ندارند استفاده می کنند .

درد دل زیاد شد ... از فرهاد شرفی و فاطمه السادات خوشحال واقعا سپاسگزاریم که ما را تنها نگذاشتند . و همین طور از همه کسانی که به طرق مختلف با ما همراه بودند قدردانی می کنیم .

میزیان پیشنهادی ما برای ضیافت سیزدهم وبلاگ دلخوشی به مدیریت فاطمه السادات خوشحال است که امیدواریم با تمام تلاش و بدون توجه به هر چه کارشکنی و بی مهری ست و فقط به خاطر پایدار بودن این رسم نیک این درخواست را بپذیرد .

تا گاهی دیگر ...

ضیافت دوازدهم (4)

با این که وقتی این پست را ارسال می کنیم ابتدای روز است ولی با توجه به استقبال شایانی !!! که از ضیافت شده لازم می دانیم ضمن لینک تنها شرکت کننده تا این لحظه زمان شرکت در ضیافت را تا تاریخ ۱۰/۵/۱۳۸۸ تمدید می کنیم و منتظر آنهایی می مانیم که دلشان برای این نوجوان تنگ شده است .

  • نمادگرایی در معماری - فاطمه السادات خوشحال - وبلاگ دلخوشی
  •  معماری نمادین - فرهاد شرفی - وبلاگ ایوان

نمادگرایی در هنر و معماری اسلامی

در جهان هیچ چیز تمام معانیش محدود به شکل ظاهری آن نمی شود بلکه هر نمودی متضمن بودی است و برای هر ظاهری باطنی وجود دارد.هنر مقدس هنری ست که اشاره دارد به صورتهایی مثالی از عالم بالا که مربوط به معرفت وجود و هستی شناسی است.

نماد تصویری رساننده معانی سری و رمزی می باشد نمادهای هنری تا زمانی ماندگار باقی می مانند که آنچه بدان ارتباط داده میشوند معنی دار باقی بماند وقتی این معانی ناپدید شد و یا اهمیت خود را از دست داد آن شکل نیز یا ناپدید می شود ویا اینکه معنای جدید کسب می کنند. در هنر اسلامی هر طرح و نقش علاوه بر مضمون وزیبایی ظاهری اش دارای یک معنای درونی میباشد که چشم جستجوگر بیننده از پس ظواهر زیبا بدنبال یافتن آن رمز درونی می باشد معنایی که به عالم باطن باز می گردد.شکل ها و نمادهای هنر مقدس این رمزواره خود را همیشه به همراه دارند وهرزمان که بیننده با کنار گذاشتن و کذشتن از کنار حواس خود صورتهای زیبای ظاهری را رها کند پی به زیبا یی ذاتی نقوش میبرد که زیبایی امری درونی است و خارج از ذهن بیننده.

از نظر اسلام هنر الهی بیش از هر چیزی نشان دهنده وحدت الهی در جمال و نظم عالم است وحدتی که میتوان آن را در هماهنگی و انسجام عالم کثرت و در نظم و توازن جهان مشاهده کرد جمال دارای همه این شرایط می باشد استنتاج وحدت از جمال عالم همان حکمت است هنری از نظر اسلام مقدس به شمار می آید که از پس تمام زیبایی های دنیوی به روح مدد می رساند تا از کثرت تشویش آمیز رها گردد و راهی به سوی وحدت بی انتها میگشاید.

هنر مندی که خاطره نخستین خود را از جمال مطلق به همراه دارد سعی میکند ته آنجا که ممکن است و محدودیت های هنری به او اجازه می دهند آن خاطره را بر روی اثر خود زنده کند هر چه بیشتر بتواند این زیبایی را از درون خود به بیرون انتقال دهد اثر هنری او دارای اصالت بیشتری خواهد بودشرط اصالت هنری در اسلام اینست که هنرمند آگاه به دو اصل باشد ارزش وجودی خود و قوانینی باقیمانده از سنت که این دو باعث پرهیز از هر آنچه که زائد وبدون کارایی است میشود.

خاطره نخستین:eidos یاeidon  میباشد که درفلسفه یونان باستان بکار برده شده است که معنای آن اولین چیزی است که پس از رویت در ذهن باقی می ماند.

 

دایره و مربع درهنر اسلامی

دایره نماد کیهان است ونماد روشنگری وتمایت وکمال که از طریق مثلث به مربع نماد زمین ومخلوقات تبدیل میشود مرکز دایره نماد حقیقت ابدی است که نشانگر ذات الهی است که باید تجسم پیدا کند تا بتواند خود را به نمایش بگذارد و این همان شکلی است که میتوان از طریق آن درک کرد که چگونه حقیقت الهی در تمام مخلوقات گسترش می یابد همچنانکه وحدت ذاتی خود را از دست نمی این حقیقت در موجودات کثرت می یابد اما ذات حقیقت در آن مرکز دایره باقی مانده است و فیض وصول یعنی رسیدن از کثرت مخلوقات به وحدت ذات الهی.

ابن عربی میگوید:همه چیز در جهان منشعب از ذات اوست و هر زیبایی وکمال موهبتی از رحمت اوست و رستگاری عبارت است از وصول کامل به این روشنی.

تبدیل شکل دایره به مربع نمایانگر یک یگانه گردی کمی میباشد ونمادی از تلفیق دوباره مربع زمینی در بیت المقدس آسمانی.کف در معماری اسلامی نشان از الگوی مربع زمین است که با دیوار پیوند دارد دیوار نماد اعتلای نفس است و تبدیل مربع به دایره و بام با خطوط مدور و مرکز گرایش گسترش میابد که نماد دایره و کیهان است.

این امر را میتوان در دو نمونه زیر مشاهده کرد:

در مسجد بی بی دختران شیراز بنا در طبقه اول چهار ضلعی سپس هشت ضلعی وبعد به دایره گنبد ختم می شود.

نمونه دیگر مسجد الغدیر تهران میباشد شبستان اصلی یک دوازده وجهی می باشد که به تدریج و طبقه طبقه بهیک هشت ضلعی دو مربع و یک دایره منتهی می شود.

 

تزئين در هنر اسلامي

تزئين ماده در هنر اسلامي را ميتوان اصيل گرداني آن ماده تعبير كرد بدين معني كه هر فرايندي كه باعث شود ماده اصيل گردد وبا نمونه ازلي وآرماني اش شباهت بيشتري داشته باشد آن ماده را نماد سررست تر وقابل درك تري از عالم باطن مي سازد كه هنر در كلي ترين تعريفش در بينش اسلام روشي براي شرافت روحاني دادن به ماده ميباشد.

تزئين تنها راه براي براي رها شدن ماده از سنگيني دنيوي ميباشد.هنرمند با اصيل گرداني سطوح عقل را به انديشيدن به فضايي فراتر از ماده سوق مي دهد تا از پس اين نقوش به قلمرو لايتناهي راه يابد.

 

اسليمي

اسليمي نوعي تضاد يا ديالكتيك در زمينه تزئين به شمار مي آيد كه دوعنصر منطق و پيوستگي وزن و جاندار را به هم ربط مي دهد وداراي دو عنصراست: به هم پيوسگي نقوش و نقشمايه گياهي.اين نقش مايه موجد الگوهاي مدور بي پايان مانند دواير روي آب مي باشد كه در دانه هايي واحد و متعدد وبا مركزيتي مشترك گسترش مي يابند.

منشا اصلي نقوش اسليمي را بايد در نقش نمادهاي مذهبي ايران باستان مانند بشنين گلك پنجه برگ و شکوفه جستجو کرد. علت استفاده ازنقوش ایرانی برای تزئین بناهای اسلامی در قرون چهارم و پنجم هجری فراموش شدن ایران باستان قدرتمند وتبدیل این حکومت به رویا بود. از آن پس این شکلها توانستند از معنای اولیه خود خارج شده و پیوند های غیر اسلامی آنها از بین رفت و به صورت شکلهایی آزاد و رها از گذشته و با معنایی جدید در تزدینات اسلامی به کار رفتند.

اسلیمی دارای نواخت و ریتم می باشد هر اسلیمی نمایانگر تحرکی می باشد که تکرار منظم ویژگیها و عناصر برآن دلالت میکند.در هنر اسلامی نمادهایی که با یک ریتم دقیق تکرار می شوند نشانی از کثرت در وحدت میباشند.

ترنج از جمله نقوش اسلیمی می باشد که با آویزه هاو ترنج های تشعشعی که تا نقاط گوناگون سطح ادامه میابند ساقه های مارپیچ که مانند درخت کیهانی به اتکا محور هسته ای بصورت متقارن رشد می یابند مشبک کاریها و خانه بندی های مختلف همه تجلی طرح نمادین روضه رضوان می باشد

ضیافت دوازدهم (3)

با درود ؛

پس از اجرای فراخوان نظرسنجی انتخاب موضوع ضیافت دوازدهم وبلاگ های معماری ایران ، تنها از 11 نظر رسیده ! 8 نظر ! مرتبط با نظرسنجی بود و مابقی طبق عادت برخی از ما جماعت معمار یا تهدید بود یا تخریب و البته بمانند آنهایی که به دعوت رسمی ما توجهی نداشتند - صلاح مملکت خویش خوسروان دانند - تا به قول نظر یکی از دوستان همچنان مافیای وبلاگ نویسان معماری برقرار باشد و بهتر بفهمیم چرا معماری ما پیشرفت نمی کند .

از دلتنگی و گلایه و درد دل و ... که بگذریم پس از سپاسگزاری از دوستانی که بر ما منت گذاشتند باید اعلام کنیم موضوع ضیافت دوازدهم به این شرح مشخص شده است :

نماد گرایی در معماری 6 رای .

سازه و معماری 2 رای .

معماری زمینه گرا 0 رای .

معماری آلاینده 0 رای .

می بینید چه استقبال با شکوهی نکرده اند !!! اساتید معماری ایران .... درد دل هایمان باشد پس از اتمام این ضیافت . اما دو نکته :

اول : با توجه به انتخاب موضوع نماد گرایی در معماری پیشنهاد می کنیم علاوه بر درج ترجمه انگلیسی نوشته ها طبق سنت خوب ضیافت یازدهم ، نوشته های ارائه شده حتی المقدور همراه با بررسی تصویری یک نمونه انتخابی یا اسکیس های مفهومی مرتبط باشد .

دوم : عزیزانی که فضای مجازی لازم برای درج مطالب خود ندارند می توانند نوشته های خود را به نشانی رایانامه SOLEYMANI_ARCH @YAHOO.COM ارسال کنند تا در لینک های جداگانه به نام خودشان در دسترس بقیه قرار گیرد .

ضیافت دوازدهم (2)

با درود

امیدوار بودم با اعلام فراخوان گسترده ای که انجام دادیم بار دیگر وبلاگ نویسان مطرح معماری ایران در کنار تازه واردهایی که با حضور نوی خودشان طراوت خاصی به چند ضیافت گذشته دادند پا به میدان بگذارند تا این نوجوان مهمان با خاطرات خوبی کار خودش را ادامه دهد . ولی ... بگذریم .

با توجه به رسیدن تنها پنج نظر برای انتخاب موضوع و به دلیل پیش رو بودن تعصیلات میان هفته آینده تصمیم بر آن گرفتیم تا زمان شرکت در نظرسنجی را تا تاریخ ۱۸/۴/۱۳۸۸ تمدید کنیم . امیدواریم دوستانی که در بازه زمانی مقرر اعلام نظر کردند ما را به خاطر این جابجایی تاریخی !! ببخشند . منتطر تمامی دوستان هستیم .

تمدید تاریخ نظرسنجی انتخاب موضوع : از ۱۲/۴/۱۳۸۸ تا ۱۸/۴/۱۳۸۸ 

اعلام نتیجه و موضوع ضیافت : ۱۹/۴/۱۳۸۸

ارسال مطالب : از ۲۰/۴/۱۳۸۸ تا ۱/۵/۱۳۸۸

 

ضیافت دوازدهم (1)

با درود ؛

بار ديگر فرصتي دست داده است تا با طرح بستري در فضاي مجازي به چالش مباحث معماري بپردازيم . ضمن تشكر از دوست عزيزمان ( مهندس حسام عشقي صنعتي ) كه بار ديگر اين فرصت را به وبلاگ ( پرتيكان ) داد ، پس از تاملي چند روزه ، موضوعات پيشنهادي به شرح زير اعلام مي گردد :

·         معماري زمينه گرا

·         نمادگرايي در معماري

·         سازه و معماري

·         معماري آلاينده

اما دونكته : اول اينكه دوموضوع ابتدايي همان هايي ست كه در ضيافت ناكام ششم پيشنهاد شده بود و بدليل اهميت اينجا تكرار شده اند . دوم ، دورنماي ذهني ما براي تمامي پيشنهادات ارائه نظر ياتي در مباحث مدرن معماري بوده و انتظار ما از همه مهمانان اين ضيافت در نظر گرفتن اين مهم در طي مسير ضيافت است .

عنوان

بازه زماني

تاريخ نظر سنجي

از 6/4/1388 لغايت 11/4/1388

اعلانم نتيجه نظرسنجي

12/4/1388

ارسال مطالب

از 13/4/1388 لغايت 26/4/1388

 

 

مسجد صفا

در محله شهشهان در مجاورت بقعه شهشهان مسجد زيبايي وجود دارد كه به مسجد صفا معروف است اين مسجد در زمان قاجار ساخته شده و باني آن سيد محمد گلستانه است . اين مطلب را كتيبه اي مشخص مي كند كه بر سر در مسجد به خط ثلث سفيد بر زمينه كاشي خشت لاجوردي نوشته شده است. اين كتيبه تاريخ 1290 و نام محمد علي بن محمد باقر گلستانه را برخود دارد. كاتب اين كتيبه محمد تقي بن ابراهيم است در بالاي در ورودي مسجد صفا علاوه بر عباراتي كه به خط ثلث نوشته شده،‌ اشعار و عباراتي نيز به زبان فارسي و با خط نستعليق مشكي بر زمينه كاشي خشت زرد رنگ با تاريخ 1289 نوشته شده است.

در ايوان جنوبي مسجد،‌ سوره اخلاص با خط بنائي مشكي بر زمينه آجري و تاريخ 1291 نوشته شده است.

بر سنگاب زيباي مسجد نيز اشعاري به زبان فارسي و تاريخ 1290 هجري حجّاري شده است. بر دو لنگه در شبستان مسجد عباراتي با تاريخ 1289 هجري آمده است. در محراب نيز نام محمد علي گلستانه و تاريخ 1290 به خط ثلث سفيد معرّق بر زمينه كاشي لاجوردي همراه با آيات قرآن مجيد به چشم مي خورد.

در اطراف اين محراب عبارات مذهبي و آيات قرآني با خط بنائي سه رگي و نام عبدالرحيم بن علي اصغر نوشته شده است.

برای ضیافت یازدهم

اخلاق را هجی کنیم ...

پیشگفتار :

قدما سخت بر این عقیده بوده اند که هر چیزی را برای درک بهتر باید با دقت تجزیه و تحلیل کرد ولی نمی دانستند چرا این کار سودمند است و امروزی ها فهمیده اند و این یکی از تفاوت های نسل سوخته امروز با نسل خسته دیروز است . درست به همین دلیل می توان اذعان کرد که اختلاقات این دو سرچشمه از غیر هم سو بودن نگاه شان به موضوعات است . به همین دلیل این نوشتار سعی در برقراری ارتباطی کاربردی بین این دو دیدگاه نسلی ست و باعث بوجود آمدن آن شده است .

اصل مطلب :

هر کس در برخورد با زندگی ایدئولوژی را بر می گزیند و بر اساس آن طراحی و زندگی می گذراند . آنچه در ادامه می خوانید یک نظر کاملا شخصی در  برخورد با هنجاری اجتماعی ست :

" الف " از " اخلاق " : ایده شخصی

بی تردید یکی از مهم ترین دلایلی که هر انسانی را به سمت اخلاق گرایی می کشد طرز برخورد فطرت انسانی با عنصری به نام هویت اجتماعی ست . در این فرآیند آنچه شخصیت اجتماعی انسان ها را می سازد چگونگی بکارگیری استعدادهای شخصی در برخورد با مسائل و نحوه طراحی راهکارهای حل آن است .

" خ " از " اخلاق " : خلاقیت

طراحی راهکارهایی برای حل مسائل به عنوان اولین قدم بسیار مهم است ولی قطعا کافی نیست . فکر زمانی اهمیت خود را نشان می دهد که به عمل هرچه نزدیک تر شده و اجرایی شود و درست در همین جاست که روش این اجرا برآمده از ذهنی خواهد بود که عرق ریزان خلاقیت را پشت سر گذاشته باشد .

" ل " از " اخلاق " : لیاقت

همه این مباحث نظری زمانی قابل اجرا یا حتی پیشتر از آن قابل طراحی هستند که شما مسائل را آن قدر مهم بدانید که سطح کار شما در پایان مرحله اجرای طرح بالاتر از نقطه شروع بکار قرار گیرد . پس هر کاری باید در لیاقت شما بگنجد .

" الف " دوم از " اخلاق " : اراده

بهره مندی از تمام توان در طول مسیر اجرا آنقدر به شما انرژی می دهد که حتی اگر در انتها محکوم به شکست هم شدید دیگر نگران وجدان سرخورده خود از کم کاری نیستید و می دانید هر قدم را از قدم قبلی محکم تر برداشته اید .

" ق " از " اخلاق " : قیمت

تا به حال هرکاری کرده اید در جهت راضی نگه داشتن دیدگاه های اجتماعی به کار خود بوده و کمتر به منافع معقول خود فکر کرده اید . ولی حالا که مطمئنید ایده کسی را ندزدیده اید - برای خلق اثر از تمام خلاقیت تان بهره برده اید - کاری کرده اید که در سطح و اندازه شما بوده و لیاقت فکر کردن را داشته است و نهایتا تمام تلاش خود را برای یک اجرای خلاقانه به کار برده اید دیگر نوبت خودتان است که بدور از تمام فداکاری های وارونه برای کارتان ارزش گذاری درست و بدون نگرانی از بازخورد بد احتمالی ـ آن هم ناشی از نا آگاهی اجتماعی ـ را انجام دهید .

احمدرضا سلیمانی - سمیرا سلیمانی ( گودرزی )

تازگی با طعم جسارت

یادداشت کوتاهی بر روند ضیافت یازدهم ؛

حسام عشقی صنعتی این بار قرعه را به نام خود دید و میزبان ضیافت جدید معماران فضای مجازی شد . از همان قدم اول و با ارائه پیشنهادات خود جهت انتخاب موضوع ضیافت جسارت خود برای پیشبرد این جریان را به رخ کشید و پس از آن با مطرح کردن یا بهتر بگویم بازخوانی پیشنهاد بهرام هوشیار یوسفی مبنی بر دو زبانه کردن ضیافت و همچنین ارسال پست انگلیسی دعوتنامه ضیافت یازدهم این جریان را به سمتی تازه هدایت کرد .

بدیهی ست هر تغییر مسیر - در جهت نو شدن راه - خطراتی را در پی خواهد داشت که مجال گفتن آن نیست . تنها آرزوی موفقیت برای حسام عشقی در این تغییر مسیر و امید به پیگیری میزبانان بعدی را داشته و امیدوارم این اتفاق همانطور که گفتم سیال و در جریان بماند . 

معرفی کتاب

<!--enpts-->51tepvy2×0l.jpg<!--enpte-->

Alejandro Bahamon, “New Hotels”
Collins Design | 330 pages | ISBN: 0060544694 | PDF | 20 Mb

Many of the hotels featured in this elegant volume are so extraordinarily posh that readers wishing to experience their comforts may well find their only opportunity is in these pages. The majority of the structures are modernist urban oases located throughout five continents, from London and Buenos Aires to Miami Beach and Italy. (Notably absent, however, are Asian hotels.) Colombian architect Bahamon showcases high-concept designer hotels with “an attention to personality coupled with an organic integration of the building with its history and surroundings.” Fur-lined beds are a necessity at Sweden’s chilly new Icehotel, for example, where the building itself and much of the decor is rendered from immense blocks of ice, while Berlin’s Propeller Island City Lodge is “an art gallery where guests stay in constantly changing installations.” In addition to the glossy photos highlighting soaring lobbies and luxurious suites, the page spreads offer brief histories on the hotels’ structure and design. Though at its heart a book for designers and hoteliers, this volume will also give lay readers and armchair travelers plenty of sophisticated eye candy

شروع به کار ضیافت یازدهم

شروع به کار ضیافت یازدهم با هدایت " حسام عشقی "

ضیافت یازدهم وبلاگ های معماری

با آرزوی موفقیت برای "حسام عشقی" عزیز

هر که دارد هوس کرب و بلا ...

 

به لبهایت بگو چیزی نگویی

نفهمند که چقدر تشنه گلویی

دگر من تشنگی را دوست دارم

اگر که آب یعنی بی عمویی

 

برای ضیافت نهم

هر جایی خاص است

یک اصطلاح مهم در واژگان طراحی " حس مکان " است یعنی احساس غالب ما از مکان . در یافت ما از مکان چند لایه دارد :

  • سکونت در چشم انداز مکان
  • ساختار کلی آن
  • بخش
  • خیابان
  • ساختمان

این ها از درک جغرافیای طبیعی و انسانی - تاریخ و مورفولوژی کاربری های گذشته - چشم انداز طبیعی و ساختمان ها چه در محل و چه در اطراف آن حاصل می شود .

این تحلیل هم برای طرح های نوسازی و هم برای طرح های جدید ضرورت دارد تا این طرح ها وجه تمایز پیدا کنند و و از ایجاد مستغلاتی که بی روح هستند و نظایرشان در سراسر کشور به وفور یافت می شود جلوگیری به عمل آید .


از کوتاه بودن مطلب پوزش می خواهم...دلیل اش هم این است که تا چند روز دیگر خدا به ما فرزندی عطا می کند و من " پدر " خواهم شد...پس به خاطر احترام به دعوت برگزار کننده محترم ضیافت نهم چکیده تحقیقات اولیه را نوشتم تا در موقع مناسب تری کامل اش کنم...سپاسگزارم.

 

 

  جلوه ‏گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر

ریخت از خم ولایت مى به مینا در غدیر

رودها با یكدگر پیوست كم‏كم سیل شد

موج مى‏زد سیل مردم مثل دریا در غدیر

هدیه جبریل بود« الیوم اكملت لكم»

وحى آمد در مبارك باد مولى در غدیر

با وجود فیض« اتممت علیكم نعمتى»

از نزول وحى غوغا بود غوغا در غدیر

بر سر دست نبى هر كس على را دید گفت‏

آفتاب و ماه زیبا بود زیبا در غدیر

بر لبش گل واژه « من كنت مولا» تا نشست‏

گلبُن پاك ولایت شد شكوفا در غدیر

« بركه خورشید» در تاریخ نامى آشناست‏

شیعه جوشیده ‏ست از آن تاریخ آنجا در غدیر

گرچه در آن لحظه شیرین كسى باور نداشت‏

مى‏توان انكار دریا كرد حتى در غدیر

باغبان وحى مى‏دانست از روز نخست‏

عمر كوتاهى ‏ست در لبخند گل ها در غدیر

دیده‏ها در حسرت یك قطره از آن چشمه ماند

این زلال معرفت خشكید آیا در غدیر؟

دل درون سینه‏ها در تاب و تب بود اى دریغ‏

كس نمى‏داند چه حالى داشت زهرا در غدیر

                                                                                                                         "محمد جواد غفورزاده" (شفق)

در مسیر انتخاب موضوع

سلام

امیدوارم این تلفیق و در واقع مشارکت معماران و شهرسازان در این ضیافت معمارانه مثل مشارکت های معماران - البته در برخی موارد - منتج به جدایی افکار و دور شدن اندیشه ها و تک بعدی شدن دیدگاه ها نشود . و این امید باپیشنهاد موضوعی که این دو طیف را برای رسیدن به نتیجه ای مشخص به چالش می کشد بیشتر می شود . به همین خاطر من موضوع پیشنهادی اول را انتخاب کردم .

نمی دانم چرا ولی احساس کردم باید دلایلم را برای این انتخاب بیان می کردم .  

پست جدید

با انتقال شهرداری ما به ساختمان جدید و البته نیمه تمام پست جدید من هم اعلام شد : " مدیر واحد زیباسازی " . بعد از مدت ها اتفاقی افتاد که دلم می خواست در آن باشم و خودم را آزمایش کنم در این حیطه کاری . حالا اینکه یک معمار مثل من چقدر در این پست موفق خواهد بود به لطف خدا بستگی دارد و تلاش خودم .

راستی  دوستانی که هنوز ما را دوست دارند از راهنمایی شان ما را بی نصیب نگذارند .

برای ضیافت هشتم

هر چند بعد از آن اتفاق ناخواسته ما مورد خشم و تحریم شدید دیگر وبلاگ نویسان این عرصه ـ از حذف لینک تا تهدیدهای دیجیتال ـ قرار گرفتیم ولی ما بعد از مدت ها دوری بر آن شدیم تا با توجه به اعلام یک موضوع قابل تامل در ضیافت های معماری باز هم در جهت بودن و بهتر شدن در کنار بقیه باشیم . هر چند ممکن است باز هم در دایره تحریم های قبلی دیده نشویم .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

معماری بیمار - رسانه بیمار

بخواهیم یا نخواهیم ، باورمان بشود یا نشود ، پذیرش اش سخت باشد یا آسان باید قبول کنیم معماری امروز ما دچار بیماری ست . دچار روزمرگی ست . دچار پوسیدگی ست و دچار بیماری های دیگری که هر کدام از ما به نوبه خود و با توجه به بازخورد ارتباط مان با آن آشنایی داریم و آن را خوب می شناسیم ؛ از سرفصل دروس دانشگاهی مان گرفته تا فکرها و ایده هایی که پشت کامپیوترمان یا روی پوستی هایمان پیاده می کنیم .

همه این ها باعث بی اعتمادی آن دسته از معدود مخاطبانمان شده که هر چند تعدادشان به اندازه وقت و هزینه ای نیست که ما برای طرح هایمان می گذاریم ولی حداقل اهمیت به معماری مان را درک می کنند و این خیلی بد است که آدم ـ آن هم یک معمار ـ مخاطب علاقه منداش را از دست بدهد . این می شود که به اعتقاد من معماری امروز مملکت ما تبدیل به نقطه کور و تاریک جامعه خود می شود و در مقابل همه افراد این صنف انتظارات جامعه را که خود باید به عنوان سازنده ساختار آن ـ حداقل ـ برآورده کنند ، از دیگران یا از دیگر حوزه های دیداری و شنیداری و حتی نوشتاری توقع دارند .

این نکته آخر شاید مهم ترین نقطه اتصال رسانه ها با معماری باشد . وقتی به این تعریف کارشناسان حوزه رسانه اعتماد کنیم که رسانه ابزاری در اختیار جامعه است که مشکلات را دیده بانی کرده و وظیفه شفاف سازی نقاط تاریک جامعه را بر دوش می کشد این گره از قبل محکم تر و سخت تر به نظر می رسد . ولی چه سود که وقتی باز کردن گره ای از عهده ما خارج شد تبدیل به عقده ای می شود و این دقیقا همان چیزی ست که صاحبان رسانه امروز به آن دچار هستند : " عقده معماری " .

نگاهی کوتاه به انگشت شمار فعالیت های رسانه ای در ارتباط مستقیم یا با واسطه با معماری هستند ، نشان واضحی از سردرگمی ناشی از بی اطلاعی سازندگان یا پدیدآورندگان این برنامه ها یا فعالیت هاست . آنجایی که همه دغدغه معماری امروز ما در تلویزیون محدود به یک ساعت برنامه در هفته است که آن هم از روی بی دانشی هفته های زیادی را به بررسی پراکنده و سردرگم شهری می کند که خود عقده ای در معماری ماست آیا وظیفه رسانه به سخره گرفته نشده است ... ما بقی قضایا و قضاوت ها به عهده شما ... و معلوم نیست درمان بقیه دردهای معماری به عهده چه کسی ؟     

شهرت !!!

" ... آدمی که مشهور نیست وجود ندارد . یعنی وجود دارد ولی فقط برای خودش نه دیگران . و کسی که فقط برای خودش وجود داشته باشد تنهاست . و ... "

مصطفی مستور

جدا قیمت شهرت چقدر است . امروز توی تاکسی داشتم از یکی از خیابان های مهم شهر - اصفهانی ها درجه اهمیت خیابان ( هزار جریب ) را می دانند - رد می شدم و طبق عادت همیشگی با نگاه به در و دیوارهای شهر مشغول پیگیری اتفاقات شهر بودم . چندی پیش تر سر نبش یکی از فرعی های همین خیابان مهم بنایی یک طبقه شروع به ساخت کرد . در سایتی بسیار مناسب از نظر دید شهری و بهترین موقعیت تجاری . ولی آنچه که باعث رییدن شاخ تعجب - و نه شاخ محبت - روی سر من شد استفاده از کاشی سفید درجه ۲ یا ۳ به صورت یک دست بود در نمای این ساختمان با همه مشخصاتی که گفتم و با نگاهی به تابلوی مشخصات بنا ـ در پشت ترافیک البته ـ و دیدن نام آقای مهندس ... به عنوان معمار بنا با جمله اول پست که در اولین بار خواندنش برای معنی آن جبهه گرفته بودم همدردی شدیدی کردم .

آیا واقعا انجام دادن هر کار پیش پا افتاده ای قیمت مناسبی برای مشهور شدن هست ؟!!!

نمی دانم

سلام

نمی دانم برای کسی اهمیت دارد یا نه ... چند وقتی را دوری کردیم از جار و جنجال این دنیای مجازی و به کارهای دیگری پرداختیم تا شاید مصداق آبی باشیم که یک جا نماند . اما حالا که آمده ایم دوباره هستیم و بی خیال دوستانی شدیم که یکدیگر را نفهمیدیم و منتظر تخریب هم بودیم تا اولین اقدام دوستان حذف لینک ننگین ما !!!!!!!!!!!!!!!!!! از لینکستانشان بود .

ولی حیف خاطرات خوش مکتوبمان است . هر که نمی پسندد نخواند . ما هستیم اینجا برای کار دیگری .

یا حق

احمدرضا سلیمانی                    سمیرا سلیمانی ( گودرزی )

خلاقیت آزاد

طراحی آشپزخانه


نام طرح:آشپزخانه "0"
طراحی شده توسط:julio seleghin + Maria das Graças Seleghin + Fábio Moschioni Moneda + Eduardo Sant'Ana Palhares + Guilherme Maglio از برزیل

در آشپزخانه"0" همه ساختار های به هم پیوسته در روشی غیر معمول به صورت یکپارچه در کنار هم گردآوری شده است.به گونه ای که تمام تصورات را از یک آشپزخانه حقیقی منحرف می سازد.این آشپزخانه ترکیب کاملی از طراحی و بکارگیری عملکرد با به هم پیوستن تجهیزات به وجود آورده است.امید می رود در آینده ای نه چندان دور بتوان از این طرح برای شرایط خاص و بر طرف کردن نیاز هر آشپزاستفاده کرد.

1-1.jpg

این آشپزخانه تماما در کره ای ساخته می شود.بصورت باز یا بسته آشپزخانه"0"کار کردهای مضاعف خود را نشان می دهد.این آشپزخانه بهترین تفکیک کننده فضا ها با توجه به هنر واقعی تفکیک از هم می باشد.
این آشپزخانه فضایی را در حدود 210 سانتی متر ارتفاع و 230 سانتی متر پهنا(460 سانتی متر وقتی که بازاست)اشغال می کند.این آشپزخانه مجهز فقط
احتیاج به یک پریز دارد تا بتواند بطور کامل کار کند .

1-2.jpg

همه ی تجهیزات و نور آن از پایه مرکزی آن به دیگر قسمت ها پخش می شود.در آشپزخانه "0": (1)مایکرو ویو و فر یکی هستند.(2)ماشین ظرف شویی (3) اجاق گاز برقی (4) هواکش دود و بخار (5)روشنایی (6) صفحه کنترل با امکان دسترسی به اینترنت,CD/DVD Mp3 player ,کتاب آشپزی دیجیتالی .این آشپزخانه دارای سیستم صوتی می باشد که توسط نرم افزار مدیریت می شود. (7)کابینت (8) سیستم کنترل اختیاری (9) هشتار دهنده دمای زیاد (10) باز کردن آن توسط کنترل از راه دور. هر دو قسمت به نرمی باز می شود تا قسمت های زیری در جای خود قرار گیرند.وقتی بسته است ،سیستم قفل آن با کد قابل دسترسی فعال است.

1-3.jpg

آشپزخانه "0"، آزادی در خلاقیت:هیچ گاه به دور دست ها نخواهد رفت.

نام طرح:بال سفید
طراحی شده توسط:iulian bumbu از رم

مهمترین هدف طراحی این آشپزخانه سادگی و در دسترس بودن آن است.اصلی ترین دلیل این شکل گیری آن است که بتواند پاسخگوی عملکرد های اصلی و خالص باشد.این فضا این امکان را می دهد تا چندین نفر در حین انجام فعالیت های آشپزی در کنار آن حضور یابند و به انجام فعالیت های انسانی خود بپردازند.

2-1.jpg

در بیرون آن هیچ گوشه و سطح تیزی وجود ندارد. زیرا برخورد با آن مخصوصا برای اطفال بسیار مهم است.همه ی تجهیزات به راحتی قابل دسترس هستند و بیرون آوردن این تجهیزات به صورت خودکار بیانگر مولفه کاملی از یک فرم کامل می باشد.

2--2.jpg

سطوح نرم قسمت بالایی این امکان را می دهد تا اشیا به راحتی روی آن حرکت کنند . این طرح شامل فیلتر هوا و تمیز کننده خودکار می باشد تا بتوان در حین آشپزی و غذا خوردن در کنار خانواده و دوستان به انجام فعالیت های شاد و جذاب پرداخت.

2-3.jpg


نام طرح:Go>
طراحی شده توسط Franco Cagninaاز آرژانتین

Go>ایده جدیدی از یک آشپزخانه را به ما نشان می دهد و به ما این امکان را می دهد تا بتوانیم مایحتاج مهم خود را به کمک آن فراهم سازیم.آشپزخانه Go>بطور کلی با نیروی محرکه و برق کار می کند و همین موجب شده فضای زیادی را که برای استفاده در آینده مهم است از هدر رفتن نجات دهد.

3-1.jpg

آشپزخانهGo> به سادگی کار می کند:1-وقتی ما آشپزی می کنیم، فضای بزرگی برای آماده سازی غذا داریم و می توانیم تلویزیون تماشا کنیم.(تلویزیون می تواند 180 درجه بچرخد.)
بخاری،فن،قفسه فنجان ها،شیر آب(می تواند درجه حرارت را با رنگ در انتهای شیر آب به ما نشان دهد.)و ... همگی می توانند 180 درجه بچرخند. بنابراین لازم نیست در همه جای آشپزخانه حرکت کنید.

3-2.jpg

2-وقتی غذا آماده شد ،شما می توانید به سالن غذا خوری بروید زیرا میز حرکت می کند و فضای بزرگ تری را برای غذا خوردن محیا می سازد.برای اداره کردن تمامی تمهیدات و تجهیزات شما می توانید از روشی یکسان استفاده کنید.
3-وقتی غذا تمام شد ، شما به آشپزخانه باز می گردید و میز دوباره حرکت می کند.(فقط با فشار دادن دکمه نمایش داده شده) و دکمه دیگری را فشار می دهید تا جا ظرفی بلند شود تا شما بتوانید بشقاب ها و لیوان ها را داخل آن قرار دهید.

3--3.jpg

Go>میتواند در یک اتاق خواب ،در یک آپارتمان،در استادیو،در اتاق زیر شیروانی و یا در فضای باز ناهار خوری تعبیه شود.

‌‌‌‌ضرابخانه،‌ درم سراى اصفهان

سرايى براى ثبت گنجينه‌هاى نصف جهان

در زاويه جنوب خاورى ايالت جبال به فاصله‌ى كمى از حاشيه كوير لوت شهر اصفهان كه اعراب آن را »اصبهان« مى‌نامند واقع است. امروز اصفهان و حومه آن در دو طرف زاينده‌رود واقع شده، اما در قرون ميانه، محلات مسكون شهر فقط در ساحل شمالى يعنى ساحل چپ زاينده‌رود واقع بود. اصـفـهان ناحيه‌اى است كهن كه قرن‌ها پيش از اسلام، مسكونى و معمور بود و شهرهاى مهم آن جى و يهوديه به شمار مى‌رفتند. بعدها كه با ادغام اين دو شهر، شهر بزرگ اصفهان به وجود آمد از نظر بزرگى، يهوديه تقريباً دو برابر جى بوده است. چنان كه روايت شده، اين شهر به اين جهت يهوديه نام داشت كه در زمان بخت‌النصر، يهوديان را از بابل كوچ داده و در اين مكان ساكن كرده بودند. در گزارشات استخرى از جى نامى به ميان نيامده است و مقدسى نيز به جاى نام جى از مدينه نام برده است. در عوض ابن حوقل جى را يكى از بهترين روستاهاى اصفهان شمرده و مى‌گويد: »اصفهان، دو بخش است يكى موسوم به يهوديه و ديگرى به شهرستان« پايتخت خود را از اردبيل به اصفهان منتقل ساخت و همچنين نام ارامنه جلفا، واقع در ساحل رود ارس، را به مـحلـه جـديـدى كـه در سـاحل جنوبى )ساحل راست( زاينده‌رود ساخته بود كوچانيد.

در كتاب تاريخ قم آورده‌اند كه: »حكايت كنند كه ضرابانى كه در قم بودند، ‌اصل ايشان از اصفهان بوده است و اين عمل ضرب، در ميان ايشان موروثى بود ... و از صرافان شهر هيچكس با ايشان در اين شغل و حاصل شريك نبود. اعراب به سردارى عبد‌اله بن دريل در زمان خلافت عمر به سال 23 هجرى قمرى به اين ناحيه رسيدند و هر دو شهر يهوديه و جى را به صلح گشوده، آن را مدينه الاصبهان خواندند. پس از آن، ايـن شهر كه بر سر راه تجارى عراق، خراسان، فارس و خوزستان قرار گرفته بود، رو به توسعه گذاشت و به زودى جزو پر اهميت‌ترين شهرهاى ايران درآمد؛ در طول تاريخ اسلام چندين بار به پايتختى برگزيده شد و در دوره سلجوقيان و صفويه به اوج شكوه و جلال خود رسيد. چنان كه هنوز هم اهميت خود را حفظ كرده و از نظر زيبايى و تنوع آثار تاريخى شهرتى عالمگير يافته است و به عنوان پايتخت فرهنگ جهان اسلام همچون جواهر تابناك بر تارك شهرهاى زيباى جهان مى‌درخشد. ‌ ‌

نام اين شهر به مسكوكات اسلامى الاصبهان عنوان شده كه معرف اسپاهان است و همانطور كه پيشتر گفته شد نام آن در دوره‌ى ساسانيان به صورت سپاهان و جى بر سكه‌ها ظاهر شده است. در دوره‌ى امويان تنها نام جى بر سكه‌ها ديده مى‌شود و پس از آنها تنها در دوره بنى‌عباس براى نخستين بار با نام اصفهان سكه‌هايى در آن شهر ضرب شده است. بعضى از سلاطين آل‌بويه، اصفهان را پايتخت خود قرار دادند. بعد از آل بويه چند نفر از سلاطين سلجوقى در اصفهان متمكن شدند كه يكى از آنها يعنى محمد در مدرسه‌اى كه در زمان حيات خود بنا كرده و در قرن چهارده نيز پايدار بود، مدفون شده است.

بعد از حمله مغول، اصفهان كه در تصرف آل مظفر بود، اطاعت تيمور را گردن نهاد. اصفهان در همان ايام تيمور كه براى رستم از نواده‌هاى تيمور ولايتى معين مى‌كردند به پايتختى وى انتخاب شد. از اين درم‌سرا بر سكه‌هاى زند و قاجار با لقب دارالسلطنه اصفهان سكه ضرب شده است قطران تبريزى درجايى اشاره به سكه‌هاى رواج يافته در اصفهان دارد. وى مى‌گويد:

شود باز آسمان يكسر پر از ديباى كاشانى

همه دنيا رها گردد در درم‌هاى سپاهانى‌

ضرب سكه در ضرابخانه‌هاى اين شهر در مدت زمانى بسيار طولانى و بدون وقفه ـ هزار و چند صد سالهـ در عهد پادشاهان، سلاطين و فرمانروايان مختلف كه بر آن سرزمين حكومت كرده‌اند، حاكى از اهميت فوق‌العاده و فعاليت پر دامنه آن ضرابخانه است. ضرابخانه‌هاى شهرهايى از قبيل اصفهان، شيراز و كرمان در طول بازار و مركز داد و ستد مستقر بوده است. ضرابخانه اصفهان در انتهاى ضلع شرقى قيصريه به صورت كارگاهى، گنجايش تعداد محدودى استاد كار و كارگر را داشت.

نام اصفهان در دوره‌ى اسلامى بر سكه‌هاى خاندان‌هاى زيرينش شده است: بنى‌عباس، بنى دلف، صفاريان، آل بويه، كاكويه، جلايريان، غزنويان، سلجوقيان، ايلخانان، آل مظفر، قراقوينلو، آق قونيلو، افاغنه.

درم سراى جى

جغرافى نويسان، اصفهان را مشتمل بر دو شهر جى و شهرستان نوشته‌اند. جى كهن‌ترين بخش و شهرستان شهر نو اين ناحيه در سال 22 يا 23 هـ.ق در زمان خلافت عمر به تصرف مسلمين درآمد. سـكـه‌هـايـى بـا علائم اختصارى)د‌3‌( معرف ضرابخانه جى از دوره ساسانيان در دست است كه بيانگر رونق اقتصادى و اهميت اين شهر در اين دوره تاريخى است.

درم سراى اسواريه

سـكه‌اى از ايلخانيان در دست است كه نام ضرابخانه اسواريه بر روى آن نقش شده است. به نظر مى‌يسد اين محل همان اساوره باشد كه ياقوت از آن نام مى‌برد. » از قراء اصفهان بود و اساوره فرس بدان منصوبند«

درم سراى شق‌التيمريه، التيمره

سكه‌هايى از بنى‌اميه، عبداله بن معاويه و بنى‌عباس در دست است كه نام ضرابخانه التيمره كوچك و تيمره بزرگ نام مى‌برد و ياقوت نيز تيمره را جزو رساتيق اصفهان شمرده است.

درم سراى جر باذقان ‌ ‌

طبق اسناد تاريخى جز باذقان در واقع همان گلبادگان دوره ساسانى بوده. اين شهر ناحيه‌اى است كهن در ايالت جبال بين اصفهان و همدان در نزديكى ديبان كه امروز نيز از شهرهاى آباد محسوب مى‌شود.

درم‌سراى دليجان

شباهت اين نام با دليكان يا الدكيمان كه جزو برخوار در 17 كيلـومتـرى شمـال اصفهـان اسـت. تشخيـص واقعى اين ضرابخانه را مشكل ساخته است. در اين درم‌سرا از خاندان عباسيان و سلجوقيان سكه ضرب شده است.

درم سراى فيرزان

فيروزان مهمترين ناحيه خان لنجان بود كه امروز خولنجان ناميده مى‌شود و در جنوب غربى اصفهان واقع شده است. اين شهر در دو طرف زاينده‌رود تا قرن هشتم هجرى پا بر جا بود.

از دوره ايلخانان سكه‌اى به نام درم سراى فيروزان معرفى شده است.

درم سراى كرديه، الكرديه

استخرى، كرد را يكى از شهرهاى پسنديده اصفهان و بـزرگتر از ابرقو وصف كرده. ناحيه كرد با شهركرد فعلى مطابقت مى‌كند. يك نمونه سكه از آل بويه ضرب سال 320 هـ.ق در دست است كه در اين درم سرا ضرب شده است.

درم سراى ميبد

شهر كوچكى است در شمال باخترى يزد در كنار عقدار نايين. ياقوت اين شهر را از بلاد اصفهان شمرده و مى‌گويد »قلعه مـحـكمـى دارد»«. در دوره سـاسـانـى سكه‌هاى قابل توجهى از خسرو دوم و ساير پادشاهان اواخر اين دوره در اين درم‌سرا ضرب شده است.

درم سراى نايين

شهر نسبتاً كوچكى است در حاشيه كوير بين راه اصفهان به يزد. سكه‌هايى از دوره صفويه كه در درم‌سراى اين شهر ضرب شده موجود است.

 

برگرفته از مجموعه مقالات همايش بين‌المللى اصفهان ‌ ‌

بخش تازه

ظاهرا بعد از گذاشتن مطلبی مبنی بر دادن توضیحات چگونگی آنچه در ضیافت ششم بر ما گذشت برخی از همکاران مجازی به جای همدردی تازه لینک ما را هم از وبلاگ هایشان حذف کرده اند . خوب این هم شاید از خصایص حرفه ای بودن در معماری است یا شاید ... بگذریم...

در عوض ما برای کسانی که هنوز با ما هستند یک موضوع تازه اضافه کردیم به نام " اصفهان " تا شاید در این دنیای مجازی - و ناجوانمرد - دین خود را به این شهر - که زادگاه و مسکنمان هم هست - ادا کرده باشیم .

 

 

چشم ما روشن

با هدف احياى معمارى اصيل ايرانى
مركز رويدادهاى معمارى ايران تأسيس شد ‌

مؤسسه فرهنگى هنرى صبا، »مركز رويدادهاى معمارى« ايران را با هدف رسيدن به راهى مطلوب و مورد انتظار در احيا و اشاعه معمارى اصيل ايران و حمايت از كليه فعاليت‌ها و پژوهش‌هاى ملى در اين زمينه راه‌اندازى كرد. اين مركز به عنوان يك مركز فرهنگى به منظور تمركز بخشى به كليه فعاليت‌هاى پژوهشىـ نمايشگاهىـ معمارى، و ساماندهى آن در قالب‌هايى چون ايجاد كارگاه‌هاى تخصصى، برگزارى نمايشگاه‌هاى معمارى، نمايش فيلم‌هاى معمارى ايران و جهان، انتشار كتاب و حمايت از طرح‌ها و ايده هاى برگزيده مى كوشد تا مركزيتى در پوشش دهى به اين برنامه‌ها را ساماندهى كند. ‌ ‌در راستا احداث مركز طى حكمى از سوى رياست فرهنگستان هنر جمهورى اسلامى، »مهرداد قيومى«، »محمدرضا رحيم‌زاده«، »سيدحميدرضا ضيائيان« و »ناديه ايمانى« به عنوان اعضاء شوراى علمى انتخاب شدند و از سوى محسن زارع، مديرعامل مؤسسه فرهنگى هنرى صبا، »وحيد قاسمى« به عنوان رئيس مركز فوق منصوب شد. ‌ ‌اين مركز  به عنوان يكى از متوليان رسمى معمارى ايرانى با طرح‌ها، نشست‌ها، برگزارى نمايشگاه و سلسله برنامه‌هاى پژوهشى و تعامل گسترده با صاحبنظران و صاحبان اثر در حوزه معمارى ايرانى فعاليت خود را آغاز كند.


معرفی کتاب : Writing and Seeing Architecture

Writing and Seeing Architecture
Christian de Portzamparc & Philippe Sollers

Publisher: University Of Minnesota Press

image

Writing and Seeing Architecture unveils a candid conversation between Christian de Portzamparc, celebrated French architect, and influential theorist Philippe Sollers that challenges us to see the analogous nature of writing and architecture. Their fascinating discussion offers a renewal of visionary architectural thinking by invoking past literary ideals that sought to liberate society through the reinvention of writing itself.

The creative forms of literature and architecture appear to be distinct, one constructing a world on the page, the other producing the world in which we live. It is a conscious act to read literature, but the effects of architecture can pass by unnoticed. Yet, despite such obvious differences, writers and architects share a dynamic with their readers and visitors that is unpredictably similar.

The following is an excerpt from the chapter "Adventure of Language, Time, Body."

P.S. In preparation for today’s discussion I wrote down “Café,” “Nocturnal,” Apollinaire,” “Emotion,” and also “Planet.”

C.d.P.
Planet, Screen, Image - thousand of images. I am thinking of a text you wrote titled “The Erotic Delay,” which ends with the following sentence: “Any image, even the most violent one, is still always a pious image.” We can’t argue with an image. We can’t reason with it. In architecture, more now than ever, we travel with evoking, betraying images that are supposed to represent real places, new and unknown buildings, and give the effect of reality that is out of sync and fake. This is unavoidable. Our world has grown; we cannot go and see what has been done everywhere. Things, places are known through images; they are the ones circulating. More and more we are producing illusional virtual images close to reality but showing buildings that don’t exist or don’t exist yet. In fact, it is only when we are in the place itself that we can experience the truth of the space. But the image nowadays is worth more than the real. It points it out; it chooses it; it claims to be reality’s spirit. In contrast to a text, we can’t reason with an image; it either catches our attention or not.

A small book, with no images, that caught our attention. We highly recommend keeping it in your pocket at all times.

حضور دوباره

سلام

همه تلاشمان را کردیم تا آنچه بر ما گذشت را فراموش کنیم و بازگردیم و همین را هم انجام داده ایم که اینجاییم . تنها چیزی که فراموش نشد بی تفاوتی آنهایی بود که می پنداشتیم با دیگران فرق دارند ولی نداشتند . آنهایی که می انگاشتیم عمیق تر باشند و لی نبودند و تنها فکرشان از دست رفتن فرصتی بود که به ما رسیده بود و دیگر هیچ...

هیچ گاه اجازه توهین به کسی یا چیزی را به خود نداده و نخواهیم داد و آنچه بر ضیافت ششم گذشت از دست ما خارج بود و هیچ کس هم نپرسید چرا ؟؟؟

اگر برای دوستان مجازی !!! خود پیام بازگشت گذاشتیم تنها به دلیل این بود که بیایند - بخوانند و به آنچه گمان می کنیم رسالتمان است پشت نکرده باشیم .

به هرحال امید داریم هر چه تلخی که بر ما گذشت شیرین تر از قند به کام شما بوده باشد و پروردگار را شکر به خاطر دو نعمت : صبر و فراموشی . با ما بودن دوباره شما مثل همیشه مایه سرافرازی ماست.

اعلام موضوع ضیافت ششم

سلام

جدا از اینکه از برنامه زمانبندی عقب افتادیم عذرخواهی می کنیم . شاید توجیه باشد ولی طراحی و اجرای یک پروژه شدیدا مارا درگیر کرده و امیدوارم این نکته را به حساب بی اهمیتی ضیافت نگذارید . چند نکته دیگر هم هست که پس از پایان این ضیافت مطرح می کنیم.

به هر حال امیدواریم با همه تلاشی که با گذاشتن نزدیک به هفتاد پیغام در وبلاگ های تخصصی معماری انجام دادیم ضیافت پرباری داشته باشیم . و اما....... :

موضوع ضیافت ششم

" معماری زمینه گرا "

اعلام می گردد . 


تاریخ نظرسنجی : ۱۱/۲/۱۳۸۷ لغایت ۱۵/۲/۱۳۸۷

اعلام نتایج نظر سنجی : ۱۶/۲/۱۳۸۷

شروع ارسال مطالب : ۱۸/۲/۱۳۸۷ لغایت ۳۰/۳/۱۳۸۷

در باب ضیافت ششم

با سپاس از لطف دوستان در همین ابتدای برگزاری ضیافت ششم . متذکر شدن چند نکته برای روشن تر شدن موضوعات به نظر اهمیت دارد :

  • منظور از " بودن یا نبودن " در موضوع پیشنهادی دوم همان " لزوم " است .
  • در موضوع پیشنهادی اول منظور تجزیه و تحلیل فرم در معماری است .


تاریخ نظرسنجی : ۱۱/۲/۱۳۸۷ لغایت ۱۵/۲/۱۳۸۷

اعلام نتایج نظر سنجی : ۱۶/۲/۱۳۸۷

شروع ارسال مطالب : ۱۸/۲/۱۳۸۷ لغایت ۳۰/۳/۱۳۸۷

 

طرح موضوع ضیافت ششم

با عرض پوزش از همه دوستان عزیزی که تا این تاریخ منتظر مانده و همه عزیزان دوستی که نگران ما شدند .

حقیقت این است که انتخاب و طرح موضوع بسیار پر اهمیت می نماید و این ما را بر آن داشت که قدری بیشتر تامل کنیم و امیدواریم این تاخیر نه چندان زیاد با این دلیل قابل توجیه باشد . و اما موضوعات پیشنهادی :

  • تجزیه و تحلیل ( فرم ) در معماری .
  • معماری زمینه گرا : بودن یا نبودن .
  • نمادگرایی در معماری .

تنها به این نکته اشاره کنیم که دورنمای ذهنی ما برای این پیشنهادات ارائه نظریاتی در مباحث مدرن معماری بوده و انتظار ما از همه مهمانان این ضیافت در نظر گرفتن این مهم و انتخاب موضوع مورد نظر خودشان است .

در پایان ضمن تشکر فراوان از دوست عزیزمان جناب نصیر زرین پناه به خاطر این فرصت امیدواریم میزبانان لایقی برای این همه اندیشه درخشان باشیم .

احمدرضا سلیمانی                   سمیرا سلیمانی ( گودرزی )  

رایزنی‌ها برای دور دوم مسابقه وبلاگ های معماری آغاز شده است

«ما همواره در حال آزمودن و کسب تجربه ایم؛ وبلاگ‌ها و در پی آن وبلاگ نویسی حدود 6 سال است که به طور جدی وارد دنیای مجازی ایران شده‌اند. تقریبا مقارن با همین زمان بعضی از ما تصمیم گرفتیم که گوشه ای از این دنیای بسیار بزرگ را به نام خود ثبت کنیم و باز بعضی از همین بعضی از ما تصمیم گرفتیم فضای مجازی‌مان جایی باشد برای عرضه هر آنچه در دنیای واقعی شرایط حضورش نبود.... ما در بین آن بعضی‌ها وبلاگ نویسی هدف دار و آموزشی را برگزیدیم، چرا که به آنچه فرا می گرفتیم علاقمند بودیم، کمبودهایش را به خوبی می شناختیم و تعالی آن، پیشرفت خودمان محسوب می‌شد. کسی کاری به کارمان نداشت و این قسمت اول ماجرا بود. تب وبلاگ نویسی بالا گرفت... اما به همان نسبت به تعداد ما افزوده نشد. خیلی ها در میانه راه بازماندند و خیلی ها بی وقفه با یک حس وظیفه شناسی عجیب که ناشی از عدم وجود جبر بر ادامه کار بود همچنان نوشتند و نوشتند و بعضی دیگر گاه قدم ها را کند کردند و با تردید بر ادامه کار آهسته تر جلو رفتند....».

آنچه خواندید بخش‌هایی از فراخوان دور دوم مسابقه وبلاگ های معماری که از طرف برگزارکننده در اختیار آرونا قرار گرفته است؛ فراخوانی که قرار است همین روزها به طور رسمی برای دومین سال پیاپی تنها مسابقه حوزه وبلاگ‌های معماری را کلید بزند.
مدیر پایگاه آیگاه و دبیر برگزاری دور قبل، که امسال نیز این مسولیت را به عهده دارد در گفتگو با خبرنگار آرونا در مورد دلایل چنین فعالیتی می‌گوید: «سال ۸۶ و بعد از برگزاری اولین دوره مسابقه وبلاگ‌های معماری، دوره باشکوهی برای وبلاگ‌های معماری رقم خورد، تعداد آنها چند برابر شد و فعالیت‌هایی جدی‌ای شکل گرفت، پیرو همین فعالیت‌های انجام شده توسط سایر وبلاگ‌نویسان این عرصه تصمیم به ادامه برگزاری مسابقه وبلاگ نویسی معماری در راستای توسعه جامعه مجازی معماری و معماری نویسی گرفته شده‌است....». ایمان بستامی با اشاره به تجربه‌ موفق گذشته در مورد ساختار این دوره اضافه کرد: «با اتکا به تجربه اولین دوره سعی شده است حتی المقدور تمامی نقاط ضعف و قوت آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد تا رقابت دوم هر چه با شکوه تر برگزار گردد. در این دوره تصمیم بر این است مسابقه را جدی و حرفه‌ای تر از دوره قبل برگزار کنیم، در تجربه گذشته به دلیل مشکلاتی از قبیل تغییر آی پی کاربران بعد از هر اتصال مشکلاتی در نظرسنجی پیش آمد و منجر به اعتراض برخی از شرکت کنندگان شد که در این دوره با تغیر سیاست روند برگزاری مسابقه از بروز چنین مشکلاتی پیشگیری خواهیم کرد...».
بستامی که خود چند سالی است وبلاگ می‌نویسد در مورد روش داوری به آرونا گفت: «طی مراحلی وبلاگ‌های برتر انتخاب خواهند شد، ساختار به صورت پله‌ای خواهد بود، یعنی وبلاگ های ثبت شده ابتدا توسط هیاتی با توجه به معیارهای اولیه انتخاب خواهند شد و سپس داوری نهایی توسط هیاتی شناخته‌شده و مورد وثوق ادامه خواهد یافت که طبیعتا روش آنها در جلسات خودشان پیگیری می‌شود.... فعلا و طی مذاکرات اولیه حضور توکا نیستانی، کورش رفیعی، کمال یوسف‌پور و حمید فریدونی در هیات داوران بخش نهایی مسجل شده است و به زودی طی فراخوان رسمی جزییات به اطلاع عموم خواهد رسید...».

منبع : آرونا

برای ضیافت پنجم

الماس هزار تراش نشسته بر مخمل سبز

این کاخی که اکنون داری می بینی تقریبا به آنچه در اصل بوده ربطی ندارد . حتی شاید نتوانی از اسکلت فعلی آن به جلوه ای که قبلا داشته برسیم مگر به قوه خیال . کم نیستند بناهایی که نما سازی آن ها با کل ساختمان ارتباط تنگاتنگ ندارد . حتی گاهی دیده شده اگر نماسازی آن را حذف کنیم ساختمان زیباتر می شود . اما نماسازی این کاخ با کل آن کاملا مربوط و پیوندی ارگانیک داشت . زیرا هدف معمار به داخل کشاندن طبیعت بوده و برای رسیدن به آن هدف از بازی با آب و آیینه سود جسته است .

معماری این کاخ ترکیبی از معماری چینی و ایرانی و فرنگی ست ولی به گمانم عنصر ایرانی آن به دلیل بازی با آب و نور در آن می چربد.

این ستون های چوبی چند وجهی را با سر ستون های مقرنس که می بینی تماما پوشیده بود با آیینه که روی آن ها نقاشی شده بود . سقف هم با طلا و لاجورد نقاشی شده بود و بدنه ایوان اصلی کاخ به طور کل آینه کاری بوده است .

از دهان شیرها آب به حوض مرمرین می ریخته ( عنصر فرنگی ) . یک حوض دیگر هم در ورودی تالار بود سه طبقه . که حالا صفه ای شده با سنگ سفید و دیواره حوض ها را با سنگ سیاه مشخص کرده اند . ( من نمی دانم که این چه کاری بود که میراث فرهنگی کرد !!!!! ) استخر بزرگ بیرون را هم که هنوز هست می بینی ؟ حالا این منظره را تصور کن :

آفتاب در استخر طلوع می کند و نیز می تابد به آیینه و آب این حوض ها . آب حوض مرمری به دلیل وجود فواره ها موج بر می دارد . تصویر امواج آب می افتد به طاق ها و ستون ها . ستون های منشوری تصویر نوری این امواج را به اطراف می پراکنند . نور تجزیه می شود . رنگ های تجزیه شده با گل بوته های طلا و لاجورد در هم می آمیزند . قطعات آیینه نیم منشوری با آیینه های قدیمی دیوار کاخ که تصاویر درختان باغ را در خود دارند با نور تجزیه شده و مرمر سبز کف چه منظره ای را پدید می آورند ؟ هیچ ، چهلستون ، چهل هزار ستون می شود .

آفتاب رنگی به داخل ایوان پسین می تابد . رقص نور رنگی ناشی از لرزش امواج استخر و حوض مرمری ، سایه های رنگارنگ عبور نور از شیشه های رنگی بر نقاشی های بی پایان اتاق ها و قالی های کف آن ها را یک جا در نظر آور . سر ستون های مقرنس منشوری پوشیده از آیینه و نقاشی را در آب استخر واژگونه ببین . حالا برو روی طاق نمای شرق استخر بایست . چه می بینی ؟ در چشم اندازت کاخ را همچون الماس هزار هزار تراشی می بینی ، نشسته بر مخمل سبز باغ . ستاره ها و آسمان و درختان باغ همه در ایوان حضور دارند . ارتفاع کم کف ایوان از سطح باغ فاصله معماری را از طبیعت به حداقل می رساند . تا آنجا که متوجه نشوی داخل جایی شده ای . نه این دیگر چهلستون نیست ، چهل هزار ستون نیست . کاش میراث فرهنگی آیینه ها را دوباره می چسباند .

جابر انصاری می نویسد : " آیینه ها را با درها کندند و به مسعودیه تهران بردند به سال 1300 هجری ( 1882 میلادی ) . ضل السلطان پس می خواست آن را به کل خراب کند . مرحوم حاج محمد ابراهیم ملک التجار او را از این تصمیم به هر طریقی که بود منصرف می سازد . "     

وبلاگ نویسی ما به کجا می رود؟!!!

تعجب کردم و تاسف خوردم...

وقتی مثل همیشه پشت کامپیوتر نشستم و برای اولین کلیک وبلاگ کورش رفیعی را انتخاب کردم و دیدم با تک جمله ای از دنیای وبلاگ نویسی خداحافظی کرده است برای چند دقیقه فقط به صفحه مانیتور خیره ماندم و هیچ چیز نمی توانستم بگویم . با آنکه خیلی کار داشتم ولی تنها کاری که از دستم بر آمد این بود که سیستم را خاموش کردم و رفتم ...

بعد از چند ساعت که توانستم افکار بهم ریخته ام را جمع کنم به این اندیشیدم که چه شد و به یاد آوردم  که طی این چند ماه اخیر بی اشتیاقی - نا امیدی - کم فعالیتی و البته تا دلتان بخواهد دعوا تنها چیزهایی بوده که در وبلاگ های همکاران و استادان خود دیده ام و لاغیر ( البته بجز روزهایی که ضیافت های وبلاگی برگزار شده و کورسوی امیدی را برای روزهای کوتاهی فراهم می کند . )

شاید و حتما هرکدام از ما دلیلی برای نوع برخوردمان با وبلاگ نویسی و دنیای آن داشته باشیم ولی به راستی رسالت ما نسبت به دنیای مجازی و در مقابل آن هدف این محیط برای پیشرفت تک تک ما چه می شود . نه اینکه این گفتار حمله یا هرچیز دیگر به تصمیمات یکدیگر باشد ... نه ...اما ساده ترین علت آن به نظر من استفاده کردن و استفاده دادن در حد توان با بهره گیری از این امکان جهانی است .

و باز هم می نگرم به دنیای مجازی و افسوس می خورم و چون هیچ کس به غیر و بهتر از خودمان راه چاره را بلد نیست دلم می خواهد بدانم چه باید کرد ... ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 

اولین دوره مسابقه سراسری عکس "پروچیستا"

سایت پروچیستا با همکاری انجمن علمی عکاسی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران و حمایت سایت پرشین بلاگ ,اولین دوره مسابقه سراسری عکس "پروچیستا" را با موضوع "ایران من زیباست" برگزار می کند. مسابقه در دو بخش زیر برگزار می شود:

تک عکس:

در این بخش حداکثر 3 قطعه عکس پذیرفته می شود.

مقررات ارسال آثار:

  1. عکس ها با فرمت JPG و رزولوشن 150 dpi ارسال گردد. (توجه داشته باشید که در صورت پذیرفته شدن، از شما درخواست خواهد شد عکس را با کیفیت 300 dpi و در اندازه های 30*40 (cm) برای ما ارسال فرمایید، لذا از فرستادن تصاویر با کیفیت پایین و عکس های موبایلی جداً خودداری فرمایید.)
  2. لازم است برای هر عکس, محل عکس برداری ذکر شود.
  3. برگزارکننده از پذیرفتن عکس های کادره، مونتاژ شده و با اندازه های نامتعارف معذور است.
  4. عکس های ارسالی در صورت انتخاب شدن در آرشیو عکس های سایت پروچیستا قرار خواهد گرفت.

گاهشمار مسابقه:

  1. آخرین مهلت ارسال آثار 15 اردیبهشت 1387 می باشد.
  2. داوری در هفته آخر اردیبهشت ماه انجام خواهد شد.
  3. از عکس های برگزیده نمایشگاهی از تاریخ 15/4/87 به مدت یک هفته و همزمان با جشن یک سالگی پروچیستا برگزار خواهد شد.

هیئت داوران: بهمن جلالی, نیلوفر معترف, مهرداد نجم آبادی

جوایز:

برگزیده اول: سکه بهار آزادی - تندیس مسابقه - لوح تقدير

برگزیده دوم: نیم سکه بهار آزادی – لوح تقدیر

برگزیده سوم: ربع سکه بهار آزادی – لوح تقدیر

ضمناً به 20 عکاس که عکس هایشان برای نمایشگاه برگزیده خواهد شد لوح تقدیر مسابقه اهدا می شود.

دبیر: نیلوفر معترف

مدیر اجرایی: یاسین شفقی

فتو بلاگ:

این بخش با همکاری سایت "پرشین بلاگ" برگزار می شود. برای شرکت در این بخش نیاز به ایجاد فتوبلاگ در سایت پرشین بلاگ به آدرس http://www.persianblog.ir می باشد و تعداد 3 تا 7 عکس در هر فتوبلاگ پذیرفته می شود

شرایط شرکت در مسابقه:

  1. عکس ها با فرمت JPG و رزولوشن 150 dpi ارسال گردد.
  2. عکس های ارسالی در صورت انتخاب شدن در آرشیو عکس های سایت پروچیستا قرار خواهد گرفت.

نحوه شرکت در مسابقه:

برای شرکت در این بخش لازم است یک فتوبلاگ در سایت پرشین بلاگ (http://www.persianblog.ir) ایجاد نمایید و سپس ادامه مراحل ثبت نام را در همین صفحه دنبال نمایید.

گاهشمار مسابقه:

  1. آخرین مهلت ارسال آثار 25 فروردین 87 می باشد.
  2. داوری در هفته آخر فروردین ماه 87 انجام خواهد شد.
  3. از برگزیدگان در تاریخ 15 تیر 87 در جشن یک سالگی پروچیستا تقدیر خواهد شد.

هیئت داوران: دکتر مهدی بوترابی، روح الله هاشمی، ناظری

جوایز:

جایزه اول: ربع سکه بهار آزادی و لوح تقدیر

جایزه دوم: host و لوح تقدیر

ضمنآ تعدادی account به نفرات بعدی اهدا خواهد شد.

دبیر: انسیه پولادزاده

توجه: شرکت در هر یک از دو بخش مسابقه (تک عکس و فتوبلاگ) تنها از طریق سایت پروچیستا امکان پذیر است

منبع : prochista

مژده ای دل ...

مژده ای دل که  دگرباره بهار آمده است           خوش  خراميده  و با حسن  و  وقار آمده است
 به  تو ای  باد  صبا  می دهمت  پيغامی           اين پيامی است که از دوست به يار آمده است
شاد باشيد در اين عيد و در اين سال جديد          آرزويی است  که از دوست  به يار آمده است

                                                                               

 

معمار مذهبی

سلام

دو مطلب پیشین دوست و همکار نادیده و خوب ما نظری گذاشته اند که به دلیل دوری از خطای نقل قول عین نظر را انتقال می دهم:

دوست عزيز
سلام.
آدم ركي هستم. واقعا شگفت‌زده مي‌شوم وقتي همچين پستي رو از شما مي‌بينم... شما از چي صحبت مي‌كنيد؟ چه چيزي حلول كرده است؟ چه چيزي مبارك است؟ بهت‌زده مي‌شوم.. نمي‌فهمم شما را. به اعتقادات ديني شما احترام مي‌گذارم اما معمار مذهبي را نمي‌فهمم. چطور مي‌شود مذهبي بود، باورهاي شخصي مذهبي را اعلام و اعلان كرد، طلب دعا كرد و معمار بود؟ چگونه؟ چگونه واقعا؟ من اگر دعايتان كنم احتمالا در مكانيزم دين باورانه شما مورد غضب خدايتان قرار خواهيد گرفت.. شرمنده دوستان.
اما بازهم رك بگويم: حسادت مي‌كنم فضاي شما را. همه چي رو به راه است، اين دنيا، آن دنيا... معماري،... به آرامش شما حسادت مي‌كنم....

اینکه جناب آقای " بختیار لطفی " انسان رکی هستند خیلی خوبه . ولی ما هم واقعا سوالات ایشان را نفهمیدیم - درک نکردیم - اینکه مبارک بودن چیزی را ثابت کنیم حتما احتیاج به اعتماد به آن چیز دارد و این شمایید که اعتماد می کنید و تبریک می گوئید . البته این امری شخصی نیست که دوستان بر ما خرده بگیرند که اگر ما اعتماد کرده ایم چرا آن را به معرض عموم گذاشته ایم .

اینکه چرا یک معمار نمی تواند مذهبی باشد را هم نمی فهمیم - درک نمی کنیم - مگر نه اینکه تاریخ ما از مذهب - هر مذهبی - پر است . مگر نه اینکه بخش اعظمی از تاریخ معماری ما تحت تاثیر همین مذهب است . و مگر نه اینکه هنوز که هنوز است ریشه های این معماری - که به آن افتخار می شود - در معماری معاصر دیگز مذاهب حضور چشمگیر دارد .

امیدوارم جناب لطفی ما را به سبب این خودخواهی ببخشند لیکن به نظر نمی رسد معماری و مذهب - باز هم تاکید میکنیم: هر مذهبی - از هم جدا باشند . و این فقط یک نظر و ایده شخصی است .

یک مقاله

" تفاوت اهداف اولیه و نتایج حاصله از احداث شهرهای جدید و علل آن "-بخش پایانی

نویسنده : دکتر گیتی اعتماد

علل تفاوت ها

دلایل این تفاوت ها هر چند در شهرهای جدید مختلف دارای ویژگی های خاص آن شهر و منطقه بوده اما در بسیاری از موارد مشترک و یا لااقل مشابه اند .دلایل مشترک عبارتند از :

  • مشکلات مدیریت شهری به خصوص دولتی بودن این مدیریت که فاقد انگیزه های کافی جهت تسریع در ساخت و ساز شهر می باشد .
  • طولانی شدن روند تهیه و تصویب طرح ها به علت کم تجربگی مشاورین و یا انتخاب مشاورین متعدد برای شهرها و غیره .
  • طولانی شدن روند ساخت و ساز طرح های آماده سازی به علت موجود نبودن بودجه . ( که از فروش زمین ها حاصل می گردید .)
  • تکیه اصلی شهرها به تعاونی های مسکن و نه به بخش خصوصی انفرادی .
  • عدم تامین وام کافی برای احداث مسکن در شهرهای جدید و در نتیجه فقدان نقدینگی .
  • عدم همکاری لازم سازمان ها و نهادهای مختلف دولتی و عدم توجه به شهرهای جدید به عنوان یک شهر .
  • .....

پیشنهادها

با توجه به تفاوت های یاد شده و علل آن در اینجا پیشنهادهایی برای تسریع روند ساخت و ساز شهرهای جدید و بهبود کیفیت آن ها ارائه می گردد.

برخی از این پیشنهادها هم اکنون نیز در تعدادی از شهرهای جدید به اجرا گذاشته شده و اثرات مثبت آن مشخص گردیده است .

  • واگذاری زمین به افراد ( و نه فقط تعاونی ها ) به منظور جلب اقشار مختلف و سرعت در ساخت و ساز همراه با ضوابط لازم .
  • واگذاری اجرای بخش هایی از شهر به بخش خصوصی ( انبوه سازان و غیره ) برای اقتصادی کردن و سرعت بخشیدن به اجرای آن .
  • ترغیب جذب مراکز اشتغال زا .( از طریق واگذاری زمین رایگان یا با اقساط طولانی مدت به آن ها )
  • تسریع در تهیه و تصویب طرح های آماده سازی که اساس توسعه این شهرها می باشند .
  • تشویق ساکنین به ایجاد فضای سبز .
  • موظف شدن سازمان های دولتی به همکاری لازم در جهت تامین و راه اندازی بخش هایی از تاسیسات تامین مدیریت لازم و نیروی کارشناسی مورد نیاز .

حلول ماه مبارک " ربیع الاول " بر همگان مبارک

حلول ماه پر برکت ربیع الاول بر تمام عاشقان مبارک باد ... در این ایام زیبا ما را از دعای خیر خود محروم نکنید ... یا علی

یک مقاله

" تفاوت اهداف اولیه و نتایج حاصله از احداث شهرهای جدید و علل آن "-بخش دوم

نویسنده : دکتر گیتی اعتماد

  • تفاوت اهداف کیفی

از اهداف کمی که بگذریم در ایجاد شهرهای جدید اهداف کیفی و مهمی مطرح بوده که مهمترین آن ها عبارتند از :

- پرهیز از خوابگاهی شدن شهرهای جدید از طریق تامین اشتغال برای ساکنین آن و به عبارت دیگر ایجاد همزمان اشتغال و مسکن و اولویت دادن به اسکان کسانی که شغل آنها در شهر جدید است .

- تامین خدمات ائلیه و ثانویه به منظور پرهیز از رفت و آمد شهروندان به شهر مادر یا شهرهای دیگر .

- تامین امنیت نسبی در شهرهای جدید از طریق ایجاد نهادهای لازم و همچنین سرعت در ساخت و ساز و رسیدن به حد نصاب جمعیتی .

- ایجاد یک محیط اجتماعی مطلوب از طریق جذب اقشار اجتماعی مختلف .

- ایجاد فضای شهری مطلوب و سیمای مناسب از طریق طراحی مناسب فضاهای شهری - تامین امنیت پیاده و سواره - ایجاد فضاهای سبز مناسب - انتخاب مصالح ساختمانی مناسب - واگذاری طراحی ساختمان های محله ها یا واحدهای همسایگی به مهندسان مشاور .

بین اهداف کیفی و یافته های شهری جدید نیز تفاوت های عمده ای وجود دارد :

- به علت فقدان اشتغال در شهرهای جدید عملکرد این شهرها لااقل در سالهای اولیه جز در موارد استثنایی به صورت یک شهر خوابگاهی است .

- هرچند در بعضی از شهرهای جدید ساختمان خدمات اولیه مانند مدرسه و ... ایجاد گردیده اما به علت پایین بودن جمعیت شهر این خدمات به دامنه جمعیتی لازم برای بهره برداری نرسیده اند . از طرف دیگر تامین خدمات رده بالاتر نیز با جمعیت های اندک غیرممکن است .

- امنیت شهری در شهرهای جدید به دلیل شمار کم جمعیت و خلوت و منزوی بودن شهر مطلوب نمی باشد . از طرف دیگر نهادهای انتظامی نیز با توجه به جمعیت کم شهر به راحتی در این شهرها مستقر نمی شوند .

- از آنجا که واگذاری زمین بخصوص در سال های اولیه بر مبنای واگذاری به تعاونی های مسکن بوده شهرها از تنوع لازم اقشار مختلف اجتماعی برخوردار نگردیده و اغلب به سوی تک قشری شدن ( عمدتا طبقه متوسط پائین ) متمایل شده اند .

- فضاهای شهری در مواردی که توصیه های طرح عمل شده نسبتا مطلوب است . اما در مواردی که معماری ناهماهنگ - مصالح ساختمانی مختلف و نامناسب - حرائم خشک و بی قواره وجود داشته از این مطلوبیت اثری دیده نمی شود .

 

نظر سنجی

در جهت سنجش نظرات صاحبان عقیده  دنیای مجازی در حوزه معماری و شهرسازی بر آن شدیم تا با تعیین موضوعات مشخص بصورت هفتگی عقاید - نظرات - انتقادات - پیشنهادات و یا هر حرف نگفته دیگری از زبان شما را در این وبلاگ انعکاس دهیم .

تنها نکته قابل ذکر در این میان آن است که نظرات کوتاه و بین یک تا پنج جمله باشد . در نهایت هم تصمیم داریم انشاالله جمیع نظرات را طی کتابی و با نام اظهار نظر کنندگان آن منتشر ودر دسترس علاقه مندان قرار دهیم . 

همراهی شما راهنمای ما در این راه تازه است .  

یک مقاله

" تفاوت اهداف اولیه و نتایج حاصله از احداث شهرهای جدید و علل آن "-بخش اول

نویسنده : دکتر گیتی اعتماد

مقدمه:

به دنبال مسائل اقتصادی-اجتماعی و کالبدی کلان شهرهای ایران راه حل ایجاد شهرهای جدید نظیر بسیاری از کشورهای جهان مطرح گردید . شهرهای جدید در اطراف تهران(۴ شهر) - اصفهان(۲ شهر) - شیراز(۱ شهر) - مشهد(۲شهر) و اهواز (۱شهر) احداث شد .

جدا از اهداف کیفی اهداف کمی شهرهای جدید برای دوره های ۵ - ۱۰ - ۱۵ و ۲۰ ساله طرح های توسعه و آماده سازی تهیه گردید . طرح اغلب این شهرها در اواخر دهه ۱۳۶۰ تهیه و سال ۱۳۷۵ به عنوان دوره ۵ ساله طرح اتنخاب و پیش بینی های لازم برای این سال صورت گرفت . با رسیدن سال ۱۳۷۵ فرصت یک بازبینی بین اهداف کمی اولیه و نتایج حاصله بدست آمد که این بازبینی تفاوت فاحشی را بین این دو نشان می دهد . در مقاله حاضر ابتدا اهداف کمی و کیفی چند شهر جدید که پیش از دیگر شهرها طراحی - برنامه ریزی و اجرا شده اند بررسی می شوند و سپس نتیجه حاصله از احداث آن ها بر اساس آمار و ارقام موجود ارائه خواهد شد . در پایان ضمن بررسی دلایل این پدیده پیشنهادهایی در زمینه ادامه روند ساخت و ساز شهرهای جدید ارائه می گردد .

  

  • تفاوت اهداف کمی :

به منظور مقایسه اهداف کمی چند متغیر انتخاب گردیده و پیش بینی این متغیرها در شهرهای جدید مختلف بررسی شده است . متغیرهای مورد نظر در سال ۱۳۷۵ از این قرارند :

- جمعیت پیش بینی شده شهر .

- اشتغال پیش بینی شده شهر .

- مساحت اراضی آماده سازی پیش بینی شده .

- تعداد واحدهای مسکونی پیش بینی شده .

به عنوان مثال در شهر جدید هشتگرد جمعیت ساکن در سال ۱۳۷۵ ( ۲۰۰۰نفر ) تفوت عمده ای با جمعیت پیش بینی شده برای سال ۱۳۷۵ ( حدود ۳۰ تا ۳۸ هزار نفر ) داشته است . همچنین تعدا شاغلین در این سال با پیش بینی طرح بسیار متفاوت است . تنها موردی که در اجرا با هدف طرح مطابقت دارد اراضی آماده ساز یشده است که در هر دو مورد حدود ۶۰۰ هکتار می باشد .

پروفسور خلیلی در گذشت

نادر خلیلی معمار ایرانی‌تبار مقیم آمریکا درگذشت؛ پروفسور نادرخليلي كه تحصيلات اصلي خود را در تركيه به انجام رسانده‌بود، ۳۵ سال پيش سفر را با ياماها ۱۲۵ خود در بیایان‌های مركز ايران آغاز کرد و در صحراهاي كاليفرنيا به پ‍ایان برد. خلیلی سرشار از ابتکار براي خانه سازي در كره ماه نقشه كشید، كتاب «تنها دويدن» را نوشت و روش گلتافتن و ابرخشت را ابداع کرد و جوایز بسیاری چون جایزه آقاخان را از آن خود کرد و پنجم ماه مارس جاری سرآغاز سفر ابدیش بود.
Nader Kaliliدوران حضور خليلي در ايران را (كه چندان طولاني نبود) مي توان دوران تجربه اندوزي او و آموختن از آموزه هاي معماري بومي ايران دانست؛ آنچه كه موجبات تعهد هميشگي اش به عناصر اربعه (آب، باد، خاك، آتش) به عنوان اصول لايتغير معماري مخصوص او بوده، و به دنياي معماري ارايه شده است. طبع لطيف خليلي (به شهادت ترجمه و تفسيرهايش از اشعار حضرت مولانا) در تلفيق با نوع نگاه او به معماري، او را مبدع سنتي نو در «معماري خاك» كرده است كه هر چند به ظاهر با تجليات فن آورانه عصر حاضر سنخيت ندارد، ولي در معنا، ترجمان روزآمد جستاري است كه او به عنوان راه حلي فرهنگي - ساختاري براي عرصه هايي خاص از ساخت و ساز ارايه مي دهد.
خليلي از سال ۱۹۸۲، مدير برنامه پژوهشي معماري درSCI-Arc كاليفرنيا بوده و از سال ۱۹۸۶ مدير و بنيان گذار بنيادGeltaftan و انستيتوي هنر و معماري خاك كاليفرنيا(Cal-Earth) بود.
عجیب اینکه در حالیکه جهان به تحسین خلیلی می‌پرداخت، مدیران مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن ایران، هرگز روش وی را به عنوان یک روش ابداعی نپذیرفتند!

منبع : آرونا

فراخوان پذیرش هنرآموز به صورت مکاتبه ای

آموزش مکاتبه ای " طراحی و اجرای دکوراسیون داخلی "

 

 شرکت مهندسی ساختمانی " پرتیکان سازان عتیق " به شماره ثبت 27696 مبتکر و مجری آموزش مکاتبه ای   " طراحی و اجرای دکوراسیون داخلی " ارائه می دهد.

 

اهداف دوره :

  • آشنایی و آموزش طراحی داخلی در جهت زیستن درست در فضاهای مطلوب.
  • آموزش از راه دور توسط متخصصین امر برای کسانی که دسترسی به این امکانات را ندارند.
  • ارتقاء سطح علمی خانواده های ایرانی در راستای هر چه زیباتر کردن محیط پیرامون.

 

برنامه کلی :

  • آموزش کاربردی مقدماتی : در این دوره هدف آشنایی با فرایند طراحی و چگونگی ایجاد چیدمان مطلوب است.در پایان این دوره هر فرد آموزش دیده توانایی کنترل سلایق خود را داشته و با آن زندگی را می آراید.(سه ماهه)
  • آموزش کاربردی پیشرفته : در این دوره اضافه بر مطالب ذکر شده بالا ، هدف تربیت و آموزش یک طراح داخلی حرفه ای خواهد بود. (سه ماهه)

 

طریقه و مراحل  ثبت نام :

واریز مبلغ 100000 ریال ( یکصد هزار ریال ) به حساب جاری الکترونیک (جام) ملت

 ملت کارت بانک ملت به شماره ۶۱۰۴۳۳۲۱۰۶۵۹۹۷۹۷ به نام معصومه گودرزی ( واریز از تمام خودپردازها از طریق کارت شخصی شما ) و ارسال یک sms  محتوی  نام و نام خانوادگی ، شماره شناسنامه ، تاریخ تولد و  شماره فیش واریزی  به شماره همراه   09133199076 ویا پست الکترونیک pertican_atigh2006@yahoo.com. سپس ارسال اصل فیش و مابقی مدارک ثبت نام با پست پیشتاز به صندوق پستی ۱۴۳۹-۸۱۶۵۵

 

مدارک ثبت نام :

  • اصل فیش بانکی .
  • دو قطعه عکس 4*3 تمام رخ رنگی.
  • کپی از تمام صفحات شناسنامه.
  • سوابق علمی ، تحصیلی و یا تجربی مرتبط در صورت وجود.

 

هزینه کلی دوره ها و شرایط پرداخت :

 

  • دوره مقدماتی :۲۰۰۰۰۰۰ریال (دو میلیون ریال  ) ، قابل پرداخت به صورت اقساط ماهیانه تا پایان دوره.
  • دوره پیشرفته : 2۲00000 ریال ( دو میلیون و دویست هزار ریال )، قابل پرداخت به صورت اقساط ماهیانه تا پایان دوره.

مجموع کل دو دوره ۴۲۰۰۰۰۰ ریال ( چهار میلیون و دویست هزار ریال ).

 

 

 

وقتی هیچ کس نیست...

خواب ديدم خواب اينکه مرده ام                            خواب ديدم خسته و افسرده ام

 روي من خروارها از خاک بود                               واي قبر من چه وحشتناک بود

 تا ميان گور رفتم دل گرفت                                  قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

 ناله مي کردم وليکن بي جواب                            تشنه بودم تشنه يک جرعه آب

بالش زير سرم از سنگ بود                                  غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود

خسته بودم هيچ کس يارم نشد                            زان ميان يک تن خريدارم نشد

هرکه آمد پيش حرفي خواند و رفت                       سوره حمدي برايم خواند و رفت

نه شفيقي نه رفيقي نه کسي                            ترس بود و وحشت و دلواپسي

آمدند از راه نزدم دو ملک                                     تيره شد در پيش چشمانم فلک

يک ملک گفتا بگو اسم تو چيست                          آن يکي فرياد زد رب تو کيست

 اي گنهکار سيه دل بسته پر                                نام اربابان خود يک يک ببر

در ميان عمر خود کن جستجو                                کارهاي نيک و زشتت را بگو

 گفتنم عمر خودت کردي تباه                                نامه ي اعمال تو گشته سياه

 ما که ماموران حق داوريم                                   نک تو را سوي جهنم مي بريم

 ديگر آنجا عذر خواهي دير بود                              دست و پايم بسته در زنجير بود

 نا اميد از هر کجا و دلفکار                                    مي کشيدندم به خفت سوي نار

ناگهان الطاف حق آغاز شد                                   از جنان درهاي رحمت باز شد

مردي آمد از تبار آسمان                                       نور پيشاني اش فوق کهکشان

چشمهايش زندگاني مي سرود                            درد را از قلب آدم مي زدود

 گيسوانش شط پر جوش و خروش                       در رکابش قدسيان حلقه بگوش

صورتش خورشيد بود و غرق نور                           جام چشمانش پر از شرب طهور

 لب که نه سرچشمه آب حيات                              بين دستش کائنات و ممکنات

خاک پايش حسرت عرش برين                               طره يي از گيسويش حبل المتين

بر سرش دستار سبزي بسته بود                          بر دلم مهرش عجب بنشسته بود

در قدوم آن نگار مه جبين                                      از جلال حضرت عشق آفرين

 دو ملک سر را به زير انداختند                              بال خود را فرش راهش ساختند

 غرق حيرت داشتند اين زمزمه                              آمده اينجا حسين فاطمه

 صاحب روز قيامت آمده                                        گوئيابهر شفاعت آمده

سوي من آمد مرا شرمنده کرد                              مهربانانه به رويم خنده کرد

 گفت آزادش کنيد اين بنده را                               خانه آبادش کنيد اين بنده را

اينکه اينجا اين چنين تنها شده                              کام او با تربت من وا شده

 مادرش او را به عشقم زاده است                        گريه کرده بعد شيرش داده است

 بارها بر من محبت کرده است                              سينه اش را وقف هيئت کرده است

اينکه مي بينيد در شور است و شين                     ذکر لالائيش بوده ياحسين(ع)

ديگران غرق خوشي و هلهله                               ديدم او را غرق شور و هروله

 با ادب در مجلس ما مي نشست                          او به عشق من سر خود را شکست

 سينه چاک آل زهرا بوده است                             چاي ريز مجلس ما بوده است

خويش را در سوز عشقم آب کرد                          عکس من را بر دلش قاب کرد

 اسم من راز و نيازش بوده است                          خاک من مهر نمازش بوده است

 پرچم من را بدوشش مي کشيد                           پا برهنه در عزايم مي دويد

 اقتدا بر خواهرم زينب نمود                                  گاه ميشد صورتش بهرم کبود

بارها لعن اميه کرده است                                    خويش را نذز رقيه کرده است

تا که دنيا بوده از من دم زده                                 او غذاي روضه ام را هم زده

اينکه در پيش شما گرديده بد                               جسم و جانش بوي روضه مي دهد

حرمت من را به دنيا پاس داشت                           ارتباطي تنگ با عباس داشت

نذر عباسم به تن کرده کفن                                  روز تاسوعا شده سقاي من

گريه کرده چون براي اکبرم                                   با خود او را نزد زهرا مي برم

هرچه باشد او برايم بنده است                              او بسوزد صاحبش شرمنده است

در مرامم نيست او تنها شود                                باعث خوشحالي اعدا شود

 در قيامت رنگ و بويش ميدهم                             پيش مردم آبرويش ميدهم

باز بالاتر بروز سرنوشت                                        ميشود همسايه من در بهشت

 آري آري هرکه پا بست من است                          نامه ي اعمال او دست من است...

 

                                                                                                                                      "سيد امير حسين مير حسيني "

نگران شهرمان هستم

امشب و بعد از سه - چهار هفته بی رونق در بخش معماری برنامه دو قدم مانده به صبح با حضور مهندس عباس فرخ زینوری و البته کمتر حرف زدن کارشناس برنامه خانم دکتر ایمانی بحث زیبایی پیرامون کیفیت سیمای شهری بوجود آمد.
به خصوص برای من و دیگر کسانی که در شهرهای تاریخی و صاحب امتیاز از نظر معماری و شهرسازی زندگی می کنند بزرگترین معضل رنگ باختگی ارزش های شهری و جایگزینی چیزهایی است که با اکراه کامل میتوان از آنها به عنوان ارزش نام برد . به خاطر داریم که هیچ کس منکر پیشرفت جامع بشری و ناگزیری از فرار هیچ کس از آن نیست ولی آیا این درست است که اینچنین منافع ملی و افتخاراتمان را فدای منافع شخصی خود کنیم . کدام برج ساز را می شناسید که به جای اینکه فکر جیب خودش باشد به فکر حریم شهری زاینده رود و یا خط آسمان میدان نقش جهان باشد . یا کدام مدیریت شهری دغدغه اش پرداخت به بازگرداندن ارزش و هویت شهری از طریق زنده نگاه داشتن معابر پیاده و احیای گذرگاه های امن است .
البته جای بسی خوشحالی برایم بود وقتی از زبان مهندس زینوری شنیدم که طراحی و اجرای احیای بافت های تاریخی در کلان شهرها با پیشرفت خوبی روبرو بوده و آغاز این فعالیت در شهرهای کوچک نیز در حال پیگیری است .
امیدوارم حداقل فرزندانم وقتی از کنار نهرهای خشکیده امروز اصفهان راه می روند نسیم خوش درختان را احساس کنند و زمانی که دست در دست پدرشان از خیابان چهارباغ می گذرند به خاطر نیاورند که او زمانی چقدر نگران شهرشان بوده است
 .

تسلیت

يا غريب الغربا


شهادت رسول بزرگ اسلام (ص) و امام حسن مجتبی (ع) و امام رضا (ع) بر شیعیان جان تسلیت باد