سلام
دو مطلب پیشین دوست و همکار نادیده و خوب ما نظری گذاشته اند که به دلیل دوری از خطای نقل قول عین نظر را انتقال می دهم:
دوست عزيز
سلام.
آدم ركي هستم. واقعا شگفتزده ميشوم وقتي همچين پستي رو از شما ميبينم... شما از چي صحبت ميكنيد؟ چه چيزي حلول كرده است؟ چه چيزي مبارك است؟ بهتزده ميشوم.. نميفهمم شما را. به اعتقادات ديني شما احترام ميگذارم اما معمار مذهبي را نميفهمم. چطور ميشود مذهبي بود، باورهاي شخصي مذهبي را اعلام و اعلان كرد، طلب دعا كرد و معمار بود؟ چگونه؟ چگونه واقعا؟ من اگر دعايتان كنم احتمالا در مكانيزم دين باورانه شما مورد غضب خدايتان قرار خواهيد گرفت.. شرمنده دوستان.
اما بازهم رك بگويم: حسادت ميكنم فضاي شما را. همه چي رو به راه است، اين دنيا، آن دنيا... معماري،... به آرامش شما حسادت ميكنم....
اینکه جناب آقای " بختیار لطفی " انسان رکی هستند خیلی خوبه . ولی ما هم واقعا سوالات ایشان را نفهمیدیم - درک نکردیم - اینکه مبارک بودن چیزی را ثابت کنیم حتما احتیاج به اعتماد به آن چیز دارد و این شمایید که اعتماد می کنید و تبریک می گوئید . البته این امری شخصی نیست که دوستان بر ما خرده بگیرند که اگر ما اعتماد کرده ایم چرا آن را به معرض عموم گذاشته ایم .
اینکه چرا یک معمار نمی تواند مذهبی باشد را هم نمی فهمیم - درک نمی کنیم - مگر نه اینکه تاریخ ما از مذهب - هر مذهبی - پر است . مگر نه اینکه بخش اعظمی از تاریخ معماری ما تحت تاثیر همین مذهب است . و مگر نه اینکه هنوز که هنوز است ریشه های این معماری - که به آن افتخار می شود - در معماری معاصر دیگز مذاهب حضور چشمگیر دارد .
امیدوارم جناب لطفی ما را به سبب این خودخواهی ببخشند لیکن به نظر نمی رسد معماری و مذهب - باز هم تاکید میکنیم: هر مذهبی - از هم جدا باشند . و این فقط یک نظر و ایده شخصی است .